فرهنگ آریان‌پور

ایجاب کردن

#۲۰٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

necessitate

ایجاب کردن، مستلزم بودن، ناگزیر ساختن، بایسته کردن، بایستن، واجب کردن، مجبور کردن

۲

imply

دلالت کردن، ایجاب کردن، مطلبى را رساندن، ضمنا فهماندن، دلالت ضمنى کردن بر، اشاره داشتن بر، اشاره کردن، رساندن