فرهنگ آریانپور
هاج و واج کردن
#۲۰۶٬۶۷۶
stun
سراسیمه کردن، گیج کردن، بى حس کردن، حیرت زده کردن، گیجى
floor
کف اتاق، کف زمین، بستر (دره و غیره)، بزمین زدن، شکست دادن، کف سازى کردن، کف، اشکوب، طبقه
stump
کنده درخت، ریشه (دندان)، ته سیگار، بیخ و بن، صداى افتادن چیز سنگین، سقوط با صداى سنگین، خپله، کوتاه قد، خسته و کوفته، از پا درآمده، بریدن، قطع کردن، سنگین افتادن، گیج کردن، دست پاچه شدن خودمانی
puzzle
گیچ کردن، آشفته کردن، متحیر شدن، لغز، معما، چیستان، جدول معما
buffalo
گاو وحشى، پریشان کردن، ترساندن
fluster
سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى
confound
پریشان کردن، گیج کردن، عاجز کردن
astonish
متحیر کردن، گیج کردن