فرهنگ آریان‌پور

هاج و واج‌ کردن

#۲۰۶٬۶۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

stun

سراسیمه کردن، گیج کردن، بى حس کردن، حیرت زده کردن، گیجى

۲

floor

کف اتاق، کف زمین، بستر (دره و غیره)، بزمین زدن، شکست دادن، کف سازى کردن، کف، اشکوب، طبقه

۳

stump

کنده درخت، ریشه (دندان)، ته سیگار، بیخ و بن، صداى افتادن چیز سنگین، سقوط با صداى سنگین، خپله، کوتاه قد، خسته و کوفته، از پا درآمده، بریدن، قطع کردن، سنگین افتادن، گیج کردن، دست پاچه شدن خودمانی‌

۴

puzzle

گیچ کردن، آشفته کردن، متحیر شدن، لغز، معما، چیستان، جدول معما

۵

buffalo

گاو وحشى، پریشان کردن، ترساندن

۶

fluster

سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى

۷

confound

پریشان کردن، گیج کردن، عاجز کردن

۸

astonish

متحیر کردن، گیج کردن