فرهنگ آریان‌پور

نیوشاندن

#۲۰۶٬۵۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

instil

(instill =) ـ چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، آهسته القاء کردن، کم کم فهماندن

۲

instill

(instil =) ـ چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، آهسته القاء کردن، کم کم فهماندن

۳

suggest

اشاره کردن بر، به فکر خطور دادن، اظهار کردن، پیشنهاد کردن، تلقین کردن

۴

infusion

دم کرده، ریزش، ریختن، پاشیدن، القاء، تزریق، الهام

۵

impregnate

آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن

۶

inspiration

شهیق، استنشاق، الهام، وحى، القاء