فرهنگ آریانپور
نیوشاندن
#۲۰۶٬۵۹۵
instil
(instill =) ـ چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، آهسته القاء کردن، کم کم فهماندن
instill
(instil =) ـ چکاندن، چکه چکه ریختن، کم کم تزریق کردن، آهسته القاء کردن، کم کم فهماندن
suggest
اشاره کردن بر، به فکر خطور دادن، اظهار کردن، پیشنهاد کردن، تلقین کردن
infusion
دم کرده، ریزش، ریختن، پاشیدن، القاء، تزریق، الهام
impregnate
آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن
inspiration
شهیق، استنشاق، الهام، وحى، القاء