فرهنگ آریان‌پور

نیمه‌ کاره

#۲۰۶٬۵۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

half

(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص

۲

partial

جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به