فرهنگ آریان‌پور

ایام

#۲۰٬۶۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه

۲

tide

جریان، عید، کشند داشتن، جزر و مد ایجاد کردن، اتفاق افتادن، کشند

۳

season

فصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن