فرهنگ آریانپور
نیم تنه - مجسمه -
#۲۰۶٬۲۶۴
bust
(past: busted, bust ; past participle: busted, bust) ـ مجسمه نیم تنه، بالاتنه، سینه، انفجار، ترکیدگى، خرد گشتن، ورشکست شدن، ورشکست کردن، بیچاره کردن
half length
نیم پیکر، تصویر نیم تنه، مجسمه نیم تنه، نصف درازا