فرهنگ آریان‌پور

نیم تخت

#۲۰۶٬۲۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

half sole

نیم تخت، نیم تخت انداختن، نیم تخت زدن

۲

bunk

حرف توخالى و بى معنى، خوابگاه (در کشتى یا ترن)، هر گونه تخت خواب تاشو

۳

bench

نیمکت، کرسى قضاوت، جاى ویژه، روى نیمکت یا مسند قضاوت نشستن یا نشاندن، نیمکت گذاشتن (در)، بر کرسى نشستن، سکو