فرهنگ آریان‌پور

نیم پخته

#۲۰۶٬۲۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

half baked

نیم پخته، (مجازى) ناپخته، ناقص، خل، بى تجربه، خام

۲

rare

نادر، کمیاب، کم، رقیق، لطیف، نیم پخته

۳

sodden

جوشانده، چروکیده و پژمرده، (در اثر جوشاندن) بى مصرف، نیم پخته، اشباع شده، خیس، خیس شدن، گیج و کند ذهن