فرهنگ آریان‌پور

نیشگون‌ گرفتن

#۲۰۶٬۰۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین

۲

tweak

نیشگون گرفتن و کشیدن، پیچ دادن، پیچیدن، پیچاندن (بینى)، نیشگون تیز

۳

nip

نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده