فرهنگ آریان‌پور

نیشدار

#۲۰۶٬۰۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

snide

(زبان عامیانه) آدم عوام فریب، حقه باز، زرنگ، کنایه آمیز، (حرف) نیشدار

۲

mordant

زننده، جگرسوز، گوشه دار، نیشدار، (رنگرزى) ماده ثابت کننده، ماده ثبات به کار بردن مجازی‌

۳

caustic

(مجازى) نیشدار، تند، تیز، هجو آمیز، سوزش آور

۴

poignant

تیز، تند و تلخ، زننده، نیشدار، گوشه دار کلام‌

۵

punctual

دقیق، وقت شناس، خوش قول، بموقع، ثابت در یک نقطه، (مثل نقطه) لایتجزى، نکته دار، معنى دار، نیشدار، صریح، معین، مشروح، با ذکر جزئیات دقیق، آداب دان

۶

sarcastic

طعنه آمیز، نیشدار، زهرخنده دار

۷

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن

۸

nipping

سرد، گزنده، تند سخن‌ یا نگارش‌

۹

vitriolic

(vitriol =) ـ نمک جوهر گوگرد، زاج، توتیا، سخن تند، جوهر گوگرد (اسیدسولفوریک) زدن به، تند و سوزنده