فرهنگ آریان‌پور

نیست‌ کردن

#۲۰۶٬۰۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

undo

(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن

۲

extirpate

از بن کندن، ریشه کن کردن، از بین بردن، بکلى نابود کردن

۳

extinguish

خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن