فرهنگ آریان‌پور

نیزه

#۲۰۵٬۹۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lance

نیزه، ضربت نیزه، نیشتر زدن، نیزه زدن

۲

spear

نیزه، سنان، نیزه دار، نیزه اى، با نیزه زدن

۳

javelin

نیزه دستى سبک، زوبین، پرتاب نیزه

۴

gavelock

نیزه، زوبین، اهرم آهنى، دیلم

۵

gad

جاد فرزند یعقوب و زلفه، سیخک، سیخ، دیلم، گوه، نیزه، سنان، میله، اندازه گیرى طول، شلاق سیخى، به خدا، ترا به خدا، میله زدن به، با میله بستن، با میخ محکم کردن، هرزه گردى کردن

۶

gig

هر چیز چرخنده، درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد، نوعى کرجى پارویى یا بادبانى، نیزه، (معنى مجازى) فرفره، چیز غریب و خنده دار، آدم غریب، شوخى، خنده دار، نیزه ماهى گیرى، قایق پارویى سریع السیر، با زوبین ماهى گرفتن، سیخ زدن، کردن، خوابدار کردن

۷

dart

زوبین، نیزه، تیر، بسرعت حرکت کردن، حرکت تند، پیکان

۸

gaff

خنده بلند، قهقهه، قلاب یا نیزه خاردار ماهى گیرى، نیزه، چنگک، سیخک، شوخى فریبنده، حیله، آزمایش سخت، انتقاد، نفرین، تفریحگاه ارزان، پیرمرد پرحرف، گفتار بیهوده، فریاد، با صداى بلند خندیدن، قلابدار کردن، گول زدن، قماربازى کردن

۹

shaft

میله، محور، استوانه، بدنه، چوبه، قلم، سابقه، دسته، چوب، تیر، پرتو، چاه، دودکش، بادکش، نیزه، خدنگ، گلوله، ستون، تیر انداختن، پرتو افکندن

۱۰

halbert

(halberd =) ـ تبرزین، نیزه

۱۱

butt shaft

تیر، نیزه