فرهنگ آریانپور
نیروی محرکه
#۲۰۵٬۹۳۹
propulsion
نیروى محرکه، خروج، دفع، پیش راندن
locomotive
وابسته به تحرک، متحرک، لوکوموتیو، حرکت دهنده، نیروى محرکه
propellant
(propellent =) ـ عامل، انگیزه، محرک، نیروى محرکه
propellent
(propellant =) ـ عامل، انگیزه، محرک، نیروى محرکه
force
زور، نیرو، جبر، عنف، نفوذ، (در جمع) قوا، عده، شدت عمل، (فیزیک) بردار نیرو، خشونت نشان دادن، درهم شکستن، قفل یا چفت را شکستن، مسلح کردن، مجبور کردن به زور گرفتن، به زور باز کردن، بى عصمت کردن، راندن، بیرون کردن، با زور جلو رفتن، تحمیل، مجبور کردن