فرهنگ آریان‌پور

نیروی دریایی

#۲۰۵٬۹۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

navy

نیروى دریایى، بحریه، ناوگان، کشتى جنگى

۲

naval

وابسته به کشتى، وابسته به نیروى دریایى

۳

armada

بحریه، نیروى دریایى، ناوگان

۴

Admiralty

اداره ى نیروى دریایى، دریاسالارى

۵

sea power

قدرت بحرى، نیروى دریایى، کشور حاکم بر دریاها