فرهنگ آریان‌پور

نیرومندی

#۲۰۵٬۸۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

formidability

نیرومندى، استوارى، استحکام، بزرگى، ممتازى، قوام

۲

vigor

(vigour =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان

۳

vigour

(vigor =) ـ قدرت، نیرومندى، زور، نیرو، انرژى، توان

۴

virility

مردى، رجولیت، قوه مردى، نیرومندى

۵

hardihood

جسارت، بى باکى، سرسختى، نیرومندى

۶

intensity

شدت، (intension) سختى، فزونى، نیرومندى، قوت، کثرت

۷

iron

آهن - (Fe)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 26 و جرم اتمى 55.845 گرم بر مول اطو، اتو، اتو کردن، اتو زدن، آهن پوش کردن iron robustness

۸

punch

منگنه کردن، منگنه، مشروب مرکب از شراب و مشروبات دیگر، کوتاه، قطور، مشت، ضربت مشت، قوت، استامپ، مهر، مشت زدن بر، سوراخ کردن، پهلوان کچل punch heftiness