فرهنگ آریانپور
نیرومند
#۲۰۵٬۸۱۸
main
نیرومند، عمده، اصلى، مهم، تمام، کامل، دریا، با اهمیت
mighty
نیرومند، توانا، زورمند، قوى، مقتدر، بزرگ
orotund
نیرومند، (در مورد صدا) قوى و واضح، پرصدا، بلند صدا، رسا
powerful
نیرومند، مقتدر
red blooded
نیرومند، شهوانى
frank
رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن
nervy
پر عصب، پر رگ و پى، نیرومند، عصبانى، پر رو
brawny
پرعضله، گوشتالو، ماهیچه دار، نیرومند، قوى، سفت
potent
قوى، پرزور، نیرومند
puissant
توانا، نیرومند
prolific
پرزا، حاصلخیز، بارور، نیرومند، پرکار، فراوان
hefty
قوى، سنگین punchy عامیانه شخص
powerhouse
موتور خانه، مرکز قوه محرکه، نیروگاه ادبیات