فرهنگ آریان‌پور

نیرو ساختن - بی -

#۲۰۵٬۷۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

incapacitate

ناقابل ساختن، سلب صلاحیت کردن از، بى نیرو ساختن، از کار افتادن، ناتوان ساختن، محجور کردن