فرهنگ آریانپور
نیرو دادن
#۲۰۵٬۷۸۲
invigorate
نیرو دادن، قوت دادن، روح بخشیدن، پر زور کردن، تقویت شدن، خوش بنیه شدن
pep
حال، نیرو، بشاشت، چالاکى، نیرو دادن
enliven
زندگى بخشیدن، حیات بخشیدن، جان دادن، نیرو دادن، روح بخشیدن، روح دادن
freshen
تازه کردن، خنک کردن، نیرو دادن
energize
انرژى دادن، نیرو دادن، قوت دادن (به) تشجیع کردن
power
زور، قدرت، برترى، توان، نیرو، اقتدار، سلطه نیروى برق، قدرت دید ذره بین، نیرو بخشیدن به، نیرومند کردن، زور به کار بردن، برق
amplify
تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن یا نوشتن، (برق) افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، تقویت کردن (صدا)