فرهنگ آریان‌پور

نیرو بخشیدن

#۲۰۵٬۷۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

nerve

عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن

۲

pep

حال، نیرو، بشاشت، چالاکى، نیرو دادن

۳

strengthen

نیرومند کردن، قوى کردن، تقویت دادن، تقویت یافتن، تحکیم کردن