فرهنگ آریانپور
نیا
#۲۰۵٬۵۹۱
ancestor
نیا، جد، نیا (جمع نیاکان)، اجداد
sire
اعلیحضرتا، حضرتا، پدر، نیا، پس انداختن، پدرى کردن
stock
ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن
author
منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن
stirps
نژاد، نسب، دودمان، نیا
forebear
(forbear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى
forerunner
پیشرو، طلایه دار، نیا، جد
progenitor
جد، نیا، پدر بزرگ، اجداد، پیشرو، نمونه
progenitress
جده، نیا
ancestress
جده
grandmother
مادر بزرگ، مثل مادر بزرگ رفتار کردن مذکر
grandfather
پدر بزرگ grandfather زن