فرهنگ آریانپور
نویسندگی کردن
#۲۰۵٬۴۵۴
author
منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن
write
(past: wrote ; past participle: written) ـ نوشتن، تالیف کردن، انشا کردن، تحریر کردن
#۲۰۵٬۴۵۴
منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن
(past: wrote ; past participle: written) ـ نوشتن، تالیف کردن، انشا کردن، تحریر کردن