فرهنگ آریانپور
نومیدی
#۲۰۵٬۴۱۱
despair
نومیدى، یاس، مایوس شدن
desperation
نومیدى، بیچارگى، نومیدى زیاد، لاعلاجى
letdown
تحقیر، یاس، نومیدى شکست
disappointment
یاس، ناامیدى، نومیدى، دل شکستگى
slough
لجن زار، لجن، باتلاق، نهر، انحطاط، در لجن گیر افتادن، پوست ریخته شده مار، پوست مار، پوسته خارجى، پوست، سبوس، پوست دله زخم، پوسته پوسته شدگى، پوست انداختن، ضربه سنگین زدن
anticlimax
پاداوج، بیان قهقرایى (مثل " زنم مرد، مالم را بردند و سگم هم گم شد ")، بیانى که هر چه پیش مى رود اهمیتش کمتر مى شود، بیان قهقرایى نمودن
discouragement
دلسردى، فتور، یاس hopelessness