فرهنگ آریانپور
نوکر
#۲۰۵٬۳۶۰
footman
نوکر، فراش، پادو، جلودار، شاطر
servant
نوکر، خدمتکار، خادم، پیشخدمت، بنده
manservant
نوکر
man
مرد، انسان، شخص، بر، نوکر، مستخدم، اداره کردن، گرداندن (امور)، شوهر، مهره شطرنج، مردى
help
کمک کردن، یارى کردن، مساعدت کردن (با)، همدستى کردن، مدد رساندن، بهتر کردن چاره کردن، کمک، یارى، مساعدت، مدد، نوکر، مزدور
flunky
پادو، نوکر، غیر ماهر، مامور جزء
lackey
(lacquey =) ـ پادو، نوکر، فراش، چاکرى کردن، نوکرى کردن
menial
پست، نوکر مابانه، چاکر، نوکر، آدم پست
server
خدمتگذار، خدمتکار، کمک کننده، نوکر، (در بازى) بازیکنى که توپ را مى زند
famulus
شاگرد، نوکر (بویژه نوکر جادوگر یا طلبه)
flunkey
پادو، نوکر، غیر ماهر، مامور جزء
footboy
پادو، شاگرد، نوکر
grummet
شاگرد خانه، نوکر، حلقه
lacquey
(lackey =) ـ پادو، نوکر، فراش، چاکرى کردن، نوکرى کردن
servitor
خدمتگذار، مستخدم، خدمتکار، نوکر، زیر دست، تابع
boy
پسر بچه، پسر، خانه شاگرد