فرهنگ آریان‌پور

نوک دار

#۲۰۵٬۳۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

apiculate

نوک دار، تیز

۲

cuspidate

نوک دار، شاخدار، منتهى به نوک تیز

۳

fastigiate

نوک دار، (گیاه شناسى) راست بالا رونده، به شکل مخروط

۴

picked

نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده

۵

pointed

تیز، نوک دار، کنایه دار، نیشدار

۶

rostral

وابسته به منبر یا کرسى خطابه، منقارى، نوک دار، شاخک دار

۷

acuminate

نوک تیز، نوک دار، با ذکاوت

۸

headed

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)