فرهنگ آریان‌پور

نوک تیز

#۲۰۵٬۲۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

picked

نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده

۲

subulate

نوک تیز، داراى نوک یا انت هاى تیز

۳

acuminate

نوک تیز، نوک دار، با ذکاوت

۴

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۵

ogive

طاق رومى، نوک تیز، پرتابه یا موشک

۶

taper

شمع مومى، باریک شونده، نوک تیز، باریک شدن، مخروطى شدن

۷

spurry

(spurrey =) ـ شبیه مهمیز یا سیخک، نوک تیز، ثاقب، مهمیزدار

۸

acerous

بى شاخک، نوک تیز

۹

pungent

پر ادویه، تند، زننده، گوشه دار، تیز، نوک تیز، سوزناک

۱۰

spurrey

(spurry =) ـ شبیه مهمیز یا سیخک، نوک تیز، ثاقب، مهمیزدار

۱۱

glochidial

(glochidiate =) ـ (گیاه شناسى) خارى، خار دار، نوک تیز، داراى مو

۱۲

lanceolate

نیشتر مانند، نیزه مانند، نیزه اى، نوک تیز

۱۳

spinescent

خاردار، مهره دار، نوک تیز، داراى تیره پشت

۱۴

glochidiate

(glochidial =) ـ (گیاه شناسى) خارى، خار دار، نوک تیز، داراى مو

۱۵

horned

شاخ، بوق، کرنا، شیپور، پیاله، نوک horn

۱۶

pointy

نوکدار، تیز، گوشه دار

۱۷

pointed

تیز، نوک دار، کنایه دار، نیشدار