نوک تیز
#۲۰۵٬۲۸۹
picked
نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده
subulate
نوک تیز، داراى نوک یا انت هاى تیز
acuminate
نوک تیز، نوک دار، با ذکاوت
acute
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)
ogive
طاق رومى، نوک تیز، پرتابه یا موشک
taper
شمع مومى، باریک شونده، نوک تیز، باریک شدن، مخروطى شدن
spurry
(spurrey =) ـ شبیه مهمیز یا سیخک، نوک تیز، ثاقب، مهمیزدار
acerous
بى شاخک، نوک تیز
pungent
پر ادویه، تند، زننده، گوشه دار، تیز، نوک تیز، سوزناک
spurrey
(spurry =) ـ شبیه مهمیز یا سیخک، نوک تیز، ثاقب، مهمیزدار
glochidial
(glochidiate =) ـ (گیاه شناسى) خارى، خار دار، نوک تیز، داراى مو
lanceolate
نیشتر مانند، نیزه مانند، نیزه اى، نوک تیز
spinescent
خاردار، مهره دار، نوک تیز، داراى تیره پشت
glochidiate
(glochidial =) ـ (گیاه شناسى) خارى، خار دار، نوک تیز، داراى مو
horned
شاخ، بوق، کرنا، شیپور، پیاله، نوک horn
pointy
نوکدار، تیز، گوشه دار
pointed
تیز، نوک دار، کنایه دار، نیشدار