فرهنگ آریان‌پور

نوشتجات

#۲۰۴٬۵۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

work

کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن

۲

writing

خط، دستخط، نوشته، نوشتجات، نویسندگى

۳

literature

ادبیات، ادب و هنر، مطبوعات، نوشتجات