فرهنگ آریانپور
نوش
#۲۰۴٬۵۲۴
hobnob
نوش، به سلامتى، دوستانه، خودمانى، به سلامتى کسى نوشیدن، صحبت دوستانه کردن
potation
نوش، نوشیدن، شرب، جرعه، افراط در شرب
toast
نان برشته، باده نوشى به سلامتى کسى، برشته کردن (نان)، به سلامتى کسى نوشیدن، سرخ شدن
nectar
شراب لذیذ خدایان یونان، شهد، شربت، نوش
pledge
در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن
wassail
مجلس مى خوارى، آبجو یا شراب مخلوط با ادویه و شکر، مى گسارى کردن، عیاشى کردن، نوش
arborvitae
(گیاه شناسى) کاج خمره اى، نوش، سرو خمره اى