واژههای فارسی←نوسان کردن به طور پراکندهفرهنگ آریانپورنوسان کردن به طور پراکنده#۲۰۴٬۵۰۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱shimmy(shimmey =) ـ (چرخ وسیله نقلیه) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن (اتومبیل)واژههای نزدیک در الفبانوبودهامشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبه - تب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبه ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبهاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبی یا حبشه - کشور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر