واژههای فارسی←نوسان کردن (2)فرهنگ آریانپورنوسان کردن (2)#۲۰۴٬۴۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱oscillateنوسان کردن، تاب خوردن، از این سو به آن سو افتادن، مردد بودنواژههای نزدیک در الفبانوبودهامشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبه - تب -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبه ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبهاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینوبی یا حبشه - کشور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر