نوسان
#۲۰۴٬۴۷۹
oscillation
نوسان
sway
این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى
lurch
چرخش ناگهانى کشتى به یک سو، کج شدن، فریب، خدعه، گوش بزنگى، آمادگى، شکست فاحش، نوسان، تلوتلو خوردن
pendulum
آونگ، جسم آویخته، پاندول، نوسان، تمایل
vibrancy
ارتعاش، نوسان، تپش و جنبش، طراوت و چالاکى
libration
جنبش، نوسان، جنبش ترازویى و حرکت موازنه اى، جنبش نمایان ماه، ارتعاش
vibration
ارتعاش، نوسان، (vibratility، vibrational) اهتزاز، لرزه، جنبش، تردید
modulation
تلفیق، سوار سازى، زیر و بم، نوسان صدا، نوسان، فرکانس
undulation
تموج، نوسان، حرکت موجى، زیروبم
fluctuation
ترقى و تنزیل، نوسان، تغییر
vibratility
(vibrational، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید قابلیت ارتعاش
vibrational
(vibratility، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید
roll
طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن
seesaw
الله کلنگ، بالا و پایین رفتن، الله کلنگ کردن
shimmy
(shimmey =) ـ (چرخ وسیله نقلیه) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن (اتومبیل)
frequency
بسامد، تکرار، فرکانس، تناوب، فراوانى