فرهنگ آریان‌پور

نوسان

#۲۰۴٬۴۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

oscillation

نوسان

۲

sway

این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى

۳

lurch

چرخش ناگهانى کشتى به یک سو، کج شدن، فریب، خدعه، گوش بزنگى، آمادگى، شکست فاحش، نوسان، تلوتلو خوردن

۴

pendulum

آونگ، جسم آویخته، پاندول، نوسان، تمایل

۵

vibrancy

ارتعاش، نوسان، تپش و جنبش، طراوت و چالاکى

۶

libration

جنبش، نوسان، جنبش ترازویى و حرکت موازنه اى، جنبش نمایان ماه، ارتعاش

۷

vibration

ارتعاش، نوسان، (vibratility، vibrational) اهتزاز، لرزه، جنبش، تردید

۸

modulation

تلفیق، سوار سازى، زیر و بم، نوسان صدا، نوسان، فرکانس

۹

undulation

تموج، نوسان، حرکت موجى، زیروبم

۱۰

fluctuation

ترقى و تنزیل، نوسان، تغییر

۱۱

vibratility

(vibrational، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید قابلیت ارتعاش

۱۲

vibrational

(vibratility، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید

۱۳

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۱۴

seesaw

الله کلنگ، بالا و پایین رفتن، الله کلنگ کردن

۱۵

shimmy

(shimmey =) ـ (چرخ وسیله نقلیه) تاب داشتن، لرزش داشتن، تکان تکان خوردن (اتومبیل)

۱۶

frequency

بسامد، تکرار، فرکانس، تناوب، فراوانى