فرهنگ آریانپور
نوزاد
#۲۰۴٬۴۲۱
newborn
نوزاد، تازه زائیده شده، تازه تولد شده
babe
(baby =) ـ طفل، نوزاد، کودک، شخص ساده و معصوم
baby
بچه، کودک، طفل، نوزاد، مانند کودک رفتار کردن، نوازش کردن
grub
کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن
chick
جوجه، بچه، نوزاد
bambino
بچه کوچک، نوزاد، تصویر مسیح در قنداق
hatchling
(جانور شناسى) جانور تازه متولد، نوزاد، جوجه سراز تخم درآورده
tad
(زبان عامیانه، آمریکایى) بچه کوچک، نى نى
young
جوان، تازه، نوین، نوباوه، نورسته، برنا
infant
کودک، بچه، طفل، بچه کمتر از هفت سال