فرهنگ آریان‌پور

نورانی‌ کردن

#۲۰۴٬۳۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۲

lighten

سبک کردن، سبکبار کردن، راحت کردن، کاستن، مثل برق درخشیدن، درخشیدن، روشن کردن، تنویر فکر کردن

۳

illumine

(illume =) ـ روشن کردن

۴

illuminate

روشن ساختن، توضیح دادن، روشن کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانى کردن، موضوعى را روشن کردن، روشن (شده)، منور، روشن فکر