فرهنگ آریان‌پور

نور و بیحالت شدن - بی -

#۲۰۴٬۳۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

glaze

لعاب، لعاب شیشه، مهره، برق، پرداخت، لعابى کردن، لعاب دادن، براق کردن، صیقل کردن، بى نور و بیحالت شدن (در گفتگوى ازچشم)