فرهنگ آریان‌پور

ای - صحنه -

#۲۰٬۴۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stagy

درخور نمایشگاه، نمایشى، صحنه اى، مناسب نمایش، پرجلوه

۲

scenic

صحنه اى، نمایشى، مجسم کننده، خوش منظر