واژههای فارسی←ای - صحنه -فرهنگ آریانپورای - صحنه -#۲۰٬۴۳۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱stagyدرخور نمایشگاه، نمایشى، صحنه اى، مناسب نمایش، پرجلوه۲scenicصحنه اى، نمایشى، مجسم کننده، خوش منظرواژههای نزدیک در الفباای - باصره -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیای - بخیه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیای - برمه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیای - بسته -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیای - بنیه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیای - بیضه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر