فرهنگ آریانپور
نور
#۲۰۴٬۲۰۳
glory
جلال، افتخار، فخر، شکوه، نور، بالیدن، فخر کردن، شادمانى کردن، درخشیدن
licht
(light =) ـ (اسکاتلند) نور
shine
(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
illumination
روشن سازى، تنویر، چراغانى، تذهیب، اشراق، توضیح