فرهنگ آریان‌پور

نور

#۲۰۴٬۲۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

glory

جلال، افتخار، فخر، شکوه، نور، بالیدن، فخر کردن، شادمانى کردن، درخشیدن

۲

licht

(light =) ـ (اسکاتلند) نور

۳

shine

(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش

۴

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى

۵

illumination

روشن سازى، تنویر، چراغانى، تذهیب، اشراق، توضیح