فرهنگ آریان‌پور

نوازش‌ کردن

#۲۰۴٬۰۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pet

حیوان اهلى منزل، دست آموز، عزیز، سوگلى، معشوقه، نوازش کردن، بناز پروردن

۲

coddle

نیم پز کردن، آهسته جوشاندن یا پختن، با دقت زیاد به کارى دست زدن، نازپرورده کردن، نوازش کردن

۳

stroke

ضربه، ضربت، لطمه، ضرب، حرکت، تکان، لمس کردن، دست کشیدن روى، نوازش کردن، زدن، سرکش گذاردن (مثل سرکش روى حرف کاف) ـ

۴

caress

نوازش، دلجویى، دلنوازى کردن، در آغوش کشیدن

۵

soothe

آرام کردن، تسکین دادن، دل به دست آوردن، دلجویى کردن، استمالت کردن