فرهنگ آریانپور
نوازش کردن
#۲۰۴٬۰۰۳
pet
حیوان اهلى منزل، دست آموز، عزیز، سوگلى، معشوقه، نوازش کردن، بناز پروردن
coddle
نیم پز کردن، آهسته جوشاندن یا پختن، با دقت زیاد به کارى دست زدن، نازپرورده کردن، نوازش کردن
stroke
ضربه، ضربت، لطمه، ضرب، حرکت، تکان، لمس کردن، دست کشیدن روى، نوازش کردن، زدن، سرکش گذاردن (مثل سرکش روى حرف کاف) ـ
caress
نوازش، دلجویى، دلنوازى کردن، در آغوش کشیدن
soothe
آرام کردن، تسکین دادن، دل به دست آوردن، دلجویى کردن، استمالت کردن