فرهنگ آریان‌پور

ای - ریشه -

#۲۰٬۳۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rooty

ریشه اى، ریشه دار، شبیه ریشه

۲

comate

رفیق، همدم، ریشه اى، (نجوم) مه گرفته

۳

string

(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن

۴

fibroid

لیفى، ریشه اى

۵

fibrous

ریشه دار، لیف دار، ریشه اى، لیف مانند

۶

stringy

ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک

۷

thematic

فرهشتى، ریشه اى، مربوط بموضوع، موضوعى، مطلبى، مقاله اى

۸

filamentary

(filamentous =) ـ لیفى، رشته اى، ریشه اى، میله اى

۹

filamentous

(filamentary =) ـ لیفى، رشته اى، ریشه اى، میله اى