فرهنگ آریان‌پور

نوار

#۲۰۳٬۸۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ribbon

نوار، روبان، نوار ماشین تحریر، نوار ضبط صوت و امثال آن، نوار فلزى، تسمه، تراشه

۲

band

باند، نوار، بند و زنجیر، تسمه یا بند مخصوص محکم کردن، لولا، ارکستر، دسته ى موسیقى، اتحاد، توافق، روبان، باند یا بانداژ، نوار زخم بندى، متحد کردن، دسته کردن، نوار پیچیدن، به صورت نوار در آوردن، با نوار بستن، متحد شدن

۳

tape

بانوار یا قیطان بستن، نوار، نوار ضبط صوت، نوار چسب، نوار زدن، ضبط کردن، بانوار بستن واژه هاى شامل tape ـ (45)

۴

braid

قیطان، گلابتون، مغزى، نوار، حاشیه، حرکت سریع، جنبش، جهش، ناگهان حرکت کردن، جهش ناگهانى کردن، بافتن (مثل تورى و غیره)، به هم تابیدن و بافتن، موى سر را با قیطان یا روبان بستن

۵

facia

(fascia =) ـ بند، نوار، هزاره برجسته، گچبرى سر ستون، خط، دایره زنگى، (نجوم) حلقه، کمربند، (کالبد شکافى) لایه پوششى فیبرى

۶

filet

(fillet =) ـ تورى داراى اشکال مربع، پشت مازو، سربند، پیشانى بند، گیس بند، قیطان، نوار، آهن تنکه یا تسمه آهن، تذهیب کارى کردن، بالایه پر کردن، گچ برى، باریک ساختن، پشت مازو بریدن

۷

strip

برهنه کردن، محروم کردن از، لخت کردن، چاک دادن، تهى کردن، باریکه، نوار

۸

swath

(swathe =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار

۹

fascia

بند، نوار، هزاره برجسته، گچبرى سر ستون، خط، دایره زنگى، (نجوم) حلقه، کمربند، (کالبد شکافى) لایه پوششى فیبرى

۱۰

fillet

(filet =) ـ سربند، پیشانى بند، گیس بند، قیطان، نوار، پشت مازو، آهن تنکه یا تسمه آهن، تذهیب کارى کردن، بالایه پر کردن، گچ برى، باریک ساختن، پشت مازو بریدن

۱۱

riband

(ribband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۱۲

screed

سخن یا نامه دراز و خسته کننده، درد دل، تکه پاره، باریکه زمین، دریدگى، نوار

۱۳

swathe

(swath =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار

۱۴

ribband

(riband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۱۵

ligature

بخیه زنى، بند، نوار، زخم بند، شریان بند، شریان بندى، رشته، رباط، طلسم، (موسیقى) خط پیوند، خط ارتباط، کلید کوک سازهاى زهى، دو یا چند حرف متصل به هم

۱۶

panhandle

دسته ماهى تابه، زمین باریکه، تکدى کردن