فرهنگ آریانپور
نو
#۲۰۳٬۷۳۶
novel
نو، جدید، بدیع، رمان، کتاب داستان
brand new
نو، کاملاً نو، تر و تازه، نونو، بکلى نو یا تازه
gnu
(جانور شناسى) گوزن یالدار
mint
ضرابخانه، سکه زنى، ضرب سکه، سکه زدن، اختراع کردن، ساختن، جعل کردن، (گیاه شناسى) نعناع، شیرینى معطر با نعناع، نو، بکر
scion
(cion =) ـ قلمه، نهال، ترکه، نو، تازه، نورسته، فرزند
modern
نوین، امروزى، کنونى، جدید، مدرن
newfangled
نوظهور، من در آوردى، متجدد، مد تازه spickandspan
spic and span
(spick and span =) ـ نو، کاملاً تازه، تر و تمیز، آراسته و مرتب
new
بتازگى، اخیراً
neo
پیشوندى است به معنى " جدید "
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین
unused
به کار نرفته، نامستعمل، خو نگرفته، عادت نکرده، به کار نبرده