فرهنگ آریان‌پور

نهی کردن

#۲۰۳٬۷۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

interdiction

نهى کردن، جلوگیرى

۲

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن

۳

proscribe

تبعید کردن، ممنوع ساختن، تحریم کردن، نهى کردن، بد دانستن، بازداشتن از