فرهنگ آریان‌پور

نهی‌ کردن

#۲۰۳٬۷۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن

۲

prohibit

منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى

۳

deprecate

بد دانستن، قبیح دانستن، ناراضى بودن از