فرهنگ آریان‌پور

نهان‌ کردن

#۲۰۳٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hide

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن

۲

mask

نقاب، روبند، ماسک، لفافه، بهانه، عیاشى، شادمانى، خوش گذرانى، ماسک زدن، پنهان کردن، پوشاندن، پوشانه

۳

veil

حجاب، پرده، نقاب، چادر، پوشاندن، حجاب زدن، پرده زدن، مستوریا پنهان کردن

۴

pocket

جیب، جیبى، به جیب زدن، کیسه هوایى، پاکت، تشکیل کیسه در بدن، کوچک، نقدى، پولى، جیب دار، درجیب گذاردن، درجیب پنهان کردن