فرهنگ آریانپور
نهادی
#۲۰۳٬۵۸۴
inborn
درون زاد، نهادى، موروثى، جبلى (jabelly)، ذاتى، فطرى
natural
طبیعى، سرشتى، نهادى، ذاتى، فطرى، جبلى، بدیهى، مسلم، استعداد ذاتى، احمق، دیوانه، عادى
characteristic
منشى، خیمى، نهادى، نهادین، منش نما، نشان ویژه، صفت ممیزه، مشخصات، مشخصه
inbred
ذاتى، جبلى، فطرى، غریزى، ایجاد شده بر اثر تخم کشى از موجودات هم تیره
ingrown
روینده و رشد کننده در درون چیز دیگرى، اصلى، فطرى
inherent
ذاتى، اصلى، چسبنده
internal
داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى
intrinsic
ذاتى، اصلى، باطنى، طبیعى، ذهنى، روحى، حقیقى، مرتب، شایسته، فطرى
unstudied
مطالعه نشده
nominative
(حالت) کنایى، حالت فاعلى، فاعلى، کاندید شده، تعیین شده
institutional
بنگاهى، وابسته به مبادى یا اصول، داراى بنگاه هاى علمى یا خیراتى