فرهنگ آریان‌پور

نهادی

#۲۰۳٬۵۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

inborn

درون زاد، نهادى، موروثى، جبلى (jabelly)، ذاتى، فطرى

۲

natural

طبیعى، سرشتى، نهادى، ذاتى، فطرى، جبلى، بدیهى، مسلم، استعداد ذاتى، احمق، دیوانه، عادى

۳

characteristic

منشى، خیمى، نهادى، نهادین، منش نما، نشان ویژه، صفت ممیزه، مشخصات، مشخصه

۴

inbred

ذاتى، جبلى، فطرى، غریزى، ایجاد شده بر اثر تخم کشى از موجودات هم تیره

۵

ingrown

روینده و رشد کننده در درون چیز دیگرى، اصلى، فطرى

۶

inherent

ذاتى، اصلى، چسبنده

۷

internal

داخلى، درونى، ناشى از درون، باطنى

۸

intrinsic

ذاتى، اصلى، باطنى، طبیعى، ذهنى، روحى، حقیقى، مرتب، شایسته، فطرى

۹

unstudied

مطالعه نشده

۱۰

nominative

(حالت) کنایى، حالت فاعلى، فاعلى، کاندید شده، تعیین شده

۱۱

institutional

بنگاهى، وابسته به مبادى یا اصول، داراى بنگاه هاى علمى یا خیراتى