نهاد
#۲۰۳٬۵۷۶
entity
نهاد، وجود
subject
نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن
aestivation
نهاد، (جانور شناسى) تابستان گذرانى، رخوت تابستانى
id
مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانى و جنسى از آن ناشى مى شود، نهاد
quality
کیفیت، چونى، وجود، خصوصیت، طبیعت، نوع، ظرفیت، تعریف، صفت، نهاد، چگونگى
institution
تاسیس قضایى، اصل حقوقى، بنگاه، موسسه، رسم معمول، عرف، نهاد
like
محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما مجازی
bent
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend
fiber
(fibre =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر
fibre
(fiber =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر روانکاوی
heart
قلب، سینه، آغوش، مرکز، دل و جرات، رشادت، مغز درخت، عاطفه، لب کلام، جوهر، دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن، بدل گرفتن واژه هاى شامل
device
دستگاه، اسباب، شیوه، تمهید، اختراع، شعار
estate
ملک، املاک، دارایى، دسته، طبقه، حالت، وضعیت
habitude
آداب، روش، شیوه، عادت (معنى مجازى)، مرسوم، عادت روزانه