فرهنگ آریان‌پور

نهاد

#۲۰۳٬۵۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

entity

نهاد، وجود

۲

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۳

aestivation

نهاد، (جانور شناسى) تابستان گذرانى، رخوت تابستانى

۴

id

مجموع تمایلات انسان که نفس یا شخصیت انسان و تمایلات شهوانى و جنسى از آن ناشى مى شود، نهاد

۵

quality

کیفیت، چونى، وجود، خصوصیت، طبیعت، نوع، ظرفیت، تعریف، صفت، نهاد، چگونگى

۶

institution

تاسیس قضایى، اصل حقوقى، بنگاه، موسسه، رسم معمول، عرف، نهاد

۷

like

محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما مجازی‌

۸

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend

۹

fiber

(fibre =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر

۱۰

fibre

(fiber =) ـ رشته، تار، نخ، بافت، لیف (الیاف)، فیبر روانکاوی‌

۱۱

heart

قلب، سینه، آغوش، مرکز، دل و جرات، رشادت، مغز درخت، عاطفه، لب کلام، جوهر، دل دادن، جرات دادن، تشجیع کردن، بدل گرفتن واژه هاى شامل

۱۲

device

دستگاه، اسباب، شیوه، تمهید، اختراع، شعار

۱۳

estate

ملک، املاک، دارایى، دسته، طبقه، حالت، وضعیت

۱۴

habitude

آداب، روش، شیوه، عادت (معنى مجازى)، مرسوم، عادت روزانه