فرهنگ آریانپور
ننگین کردن
#۲۰۳٬۵۱۶
soil
خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن
brand
داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن
smirch
لکه، کثافت، ننگ، لکه دار کردن
stigmatize
داغ ننگ زدن بر، نشان دار کردن، لکه دار کردن