فرهنگ آریان‌پور

ننگین‌ کردن

#۲۰۳٬۵۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

soil

خاک، کثیف کردن، لکه دار کردن، چرک شدن، زمین، کشور، سرزمین، مملکت پوشاندن با خاک، خاکى کردن

۲

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۳

smirch

لکه، کثافت، ننگ، لکه دار کردن

۴

stigmatize

داغ ننگ زدن بر، نشان دار کردن، لکه دار کردن