فرهنگ آریان‌پور

ننگ

#۲۰۳٬۵۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

dishonor

ننگ، ننگین کردن، آبرو ریزى، بى شرفى، رسوایى، نکول، بى احترامى کردن به، تجاوز کردن به عصمت (کسى)

۲

dishonour

ننگ، ننگین کردن، آبرو ریزى، بى شرفى، رسوایى، نکول، بى احترامى کردن به، تجاوز کردن به عصمت (کسى)

۳

shame

شرم، خجلت، شرمسارى، آزرم، ننگ، عار، شرمنده کردن، خجالت دادن، ننگین کردن

۴

stain

لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى

۵

infamy

رسوایى، بدنامى، افتضاح، سابقه بد، ننگ

۶

scandal

رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن

۷

reproach

سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن

۸

attainder

(حقوق) محرومیت از حقوق مدنى، (معنى مجازى) لکه ى بدنامى، لکه ى ننگ، ننگ

۹

opprobrium

رسوایى، ننگ، خفت، زشتى، ناسزایى

۱۰

brand

داغ، داغ و درفش، نشان، انگ، نیمسوز، آتشپاره، جور، جنس، نوع، مارک، علامت، رقم، (مجازى) لکه بدنامى، (در شعر) داغ کردن، داغ زدن، (مجازى) خاطرنشان کردن، لکه دار کردن

۱۱

disgrace

رسوایى، خفت، تنگ، فضاحت، سیه رویى، خفت آوردن بر، بى آبرویى

۱۲

disrepute

بى آبرویى، بدنامى، رسوایى، بى احترامى gate _ ignominy odium slur