فرهنگ آریان‌پور

نمونه

#۲۰۳٬۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

model

نمونه، مدل، مدل سازى، سرمشق، قالب، طرح، نقشه، طرح ریختن، ساختن، شکل دادن، مطابق مدل معینى در آوردن، نمونه قرار دادن

۲

sample

نمونه، نمونه برداشتن، نمونه گرفتن، مسطوره، الگو، آزمون، واحد نمونه، نمونه نشان دادن، خوردن

۳

example

نمونه، مثال، مثل، سرمشق، عبرت، مسئله، بامثال و نمونه نشان دادن

۴

exemplar

نمونه، سرمشق، نظیر، مانند، مثال، مثل، نسخه

۵

specimen

نمونه، مسطوره، فرد، شخص

۶

breadboard

نمونه، نمونه تابلویى

۷

piece

تکه، قطعه، پارچه، فقره، عدد، سکه، نمونه، قطعه ادبى یا موسیقى، نمایشنامه قسمت، بخش، یک تکه کردن، وصله کردن، ترکیب کردن، جور شدن، قدرى، کمى، اسلحه گرم، دانه، مهره

۸

parable

مثال، مثل، تمثیل، قیاس، نمونه، داستان اخلاقى

۹

exemplum

حکایت، قصیده، روایت، مثال، نمونه، تمثیل

۱۰

instance

بعنوان مثال ذکر کردن، لحظه، مورد، نمونه، مثل، مثال، شاهد، وهله

۱۱

strickle

وسیله کوبیدن غلات، وسیله تیز کردن داس، نمونه، الگو، صاف کردن

۱۲

precedent

سابقه داشتن، مقدم بر، مسبوق به سابقه، ماقبل، مقدم، سابقه، نمونه

۱۳

progenitor

جد، نیا، پدر بزرگ، اجداد، پیشرو، نمونه

۱۴

typicality

(typicalness =) ـ نمونه، علامت، شاخصیت، خصوصیت

۱۵

typicalness

(typicality =) ـ نمونه، علامت، شاخصیت، خصوصیت