فرهنگ آریانپور
نمودار کردن
#۲۰۳٬۳۸۵
snarl
تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن
unveil
حجاب برداشتن، نمودار کردن، پرده بردارى، آشکار ساختن
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات