فرهنگ آریان‌پور

نمودار

#۲۰۳٬۳۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

chart

نمودار، نقشه، جدول (اطلاعات)، گرافیگ، ترسیم آمارى، بر روى نقشه نشان دادن، کشیدن، طرح کردن، نگاره

۲

conspectus

نمودار، اجمال، زمینه

۳

graph

گراف، نگار، نمودار، نمایش هندسى، نقشه هندسى، گرافیک، طرح خطى، هجاى کلمه، اشکال مختلف یک حرف، با گرافیک و طرح خطى ثبت کردن، با نمودار نشان دادن

۴

schema

الگو، مدل، طرح، خلاصه، نمودار، شکل، نونه، صفت

۵

diagram

شکل هندسى، طرح، خط هندسى، نمودار، نما

۶

scheme

برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن

۷

outward

(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى

۸

barometer

هواسنج، میزان الهواء، فشار سنج (براى اندازه گیرى فشارهوا)