فرهنگ آریان‌پور

نمود

#۲۰۳٬۳۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

aspect

نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه

۲

growth

رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل

۳

phenomena

حادثه، عارضه، عرض، نمود، تجلى، اثر طبیعى، نادره، شخص برجسته

۴

appearance

ظهور، پیدایش، ظاهر، نمایش، نمود، سیما، منظر

۵

phenomenon

پدیده، حادثه، عارضه، نمود، تجلى، اثر طبیعى

۶

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس

۷

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى