فرهنگ آریانپور
نمود
#۲۰۳٬۳۶۳
aspect
نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه
growth
رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل
phenomena
حادثه، عارضه، عرض، نمود، تجلى، اثر طبیعى، نادره، شخص برجسته
appearance
ظهور، پیدایش، ظاهر، نمایش، نمود، سیما، منظر
phenomenon
پدیده، حادثه، عارضه، نمود، تجلى، اثر طبیعى
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى